تبليغاتX
طبیعت و گلهای زیبا
این همه زیبایی رو مرهون لطف خداییم . پس خدا جون شکرت
 كلبه كوچك
 

 

  تنها بازمانده يك كشتي شكسته ، توسط جريان آب به جزيره اي دور افتاده برده شد ، او با بيقراري به درگاه خداوند دعا مي كرد تا اورا نجات بخشد ، او ساعت ها به اقيانوس چشم مي دوخت ، تا شايد نشاني از كمك بيايد اما هيچ چيز به چشم نمي آمد .

سرآخر نا اميد شد و تصميم گرفت كلبه اي كوچك بسازد تا از خود و وسايل اندكش بهتر محافظت نمايد. روزي پس از آنكه از جستجوي غذا بازگشت ، خانه را در آتش يافت ، دود به آسمان رفته بود ، بدترين چيز ممكن رخ داده بود.

 او عصباني و اندوهگين فرياد زد: " خدايا چگونه توانستي با من چنين كني ؟ "

صبح روز بعد او با صداي يك كشتي كه به جزيره نزديك مي شد از خواب برخاست ، آن
 كشتي  مي آمد تا او را نجات دهد .

مرد از نجات دهندگان پرسيد : " چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم ؟ "

آنها در جواب گفتند : " ما علامت دودي را كه فرستادي ، ديديم . "

 

آسان مي توان دلسرد شد ، هنگامي كه بنظر مي رسد كارها به خوبي پيش نمي روند ، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگي ماست ، حتي در ميان رنج و درد .

دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن بود به ياد آوريد كه آن شايد علامتي باشد براي فراخواندن رحمت خداوند .

 


جمله روز : وقتی خداوند دری را می‌بندد دری دیگر را می‌گشاید؛ فقط باید آنرا پیدا کرد.

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در 88/04/20  |
 مشهد
 

سلام دوستان

من امروز بعد از ظهر دارم می رم مشهد

قول میدم برای همتون دعا کنم

در عوض شما هم دعا کنید مشکلی پیش نیاد

آخه جدیدا نصف شب از خواب بیدار میشه و تا صبح گریه می کنه

نمی دونم چرا؟

فعلا خدا حافظ تا هفته آینده

|+| نوشته شده توسط مهسا در 88/04/06  |
 مادر
 

سلام دوستان عزیزم

تولد بزرگ بانوی دو عالم بر تمامیی شیعیان مبارک باد

روز زن رو به همه زنان دنیا بالاخص زنان ایرانی و شیعه و مهمتر از اون شما دوستان عزیزم تبریک می گم

امیدوارم زیر سایه مهر حضرت زهرا سالم و خوشبخت باشید

مادرم روزت مبارک

 

گر ندارم هیچ جانم فدایت

 

این عکسا رو ببینید

این نقاشی ها نشان دهنده روابط عشقولانه بین مادر و فرزند است

ان شاا...همیشه سایشون بالا سرمون باشه

هر کسی هم که از این نعمت محرومه امیدوارم خدا بهش صبری بده

چون واقعا مصیبت بزرگیه

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در 88/03/25  |
 شکست عشقی

|+| نوشته شده توسط مهسا در 88/02/28  |
 روز معلم
 

سلام دوستان

هفته معلم رو با تاخیر به تمامی معلمین عزیز تبریک می گم

امیدوارم همیشه موفق باشن

این گلهای زیبا تقدیم به تمامی معلمین زحمتکش

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در 88/02/19  |
 داستان مؤمن و شيطان

 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند...

لباس پوشید و راهی مسجد شد .

اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد.

او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد

 و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد.

در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.

مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند.

همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!!

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید !

مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!!

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.))

مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.

شیطان در ادامه توضیح داد:

من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم!

وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.

من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم

و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید.

به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید.

من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم...!

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در 88/02/08  |
 
 
بالا